تبلیغات
Davood Shahidi - شعری از استاد پروین اعتصامی

شعری از استاد پروین اعتصامی

آفرین بر پروین اعتصامی و دلاوری و زیرکی شیوه زنانه و ایراندخت در برخورد با شر و ستم

شعر زیبای "محتسب و مست"

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست، این پیراهن است افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی

گفت: جرم از راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه قاضی برم

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب

گفت: مسجد، خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وا رهان

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار، نیست

گفت: آگه نیستی، کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بی خود شدی

گفت: ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را

گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.