تبلیغات
Davood Shahidi - انقلاب فلسطین-1

انقلاب فلسطین-1

دریافت و برداشت استاد داوود شهیدی از انقلاب فلسطین

از جنگ جهانی دوم ناگریز باید آغاز کرد و حضور و تداوم حضور نظامی آمریکا در عرصه جغرافیای سیاسی جهان

1-        بهانه فرهنگی آن تعریف از یک سیستم به نام نظام های "توتالیتر" و فلسفه "توتالیتاریسم" بود که متفکرین سرمایه داری جهانی آن را منسوب می کردند به آلمان هیتلری و ایتالیای فاشیست موسولینی و ..... در ادامه اش در عرصه جنگ سرد به اتحاد جماهیرشوروی و متحدین مجموعه کمونیسم بین الملل و در نتیجه ایجاد یک جبهه دشمن با فلسفه "توتالیتاریسم ضد بشری" در برابر آمریکای دموکراتیک و ناجی بشری از خطر "کمونیسم جهانی" .

2-        توتالیتر تعریف می شود به یک ماشین سرد متکی به انظباط بوروکراتیک و نظامی و بی اعتنا به انسان و حقوق طبیعی او برای زندگی در شرایط جامعه آزاد، که دائم در کار پائیدن مردم به شکل پلیسی است و افراد مزاحم را جمع آوری ونابود می کند (بشکل سیستماتیک و بی اعتنا و بی اطلاع ایشان و بصورت گله وار و حیوانی به نوعی نسل کشی می پردازد) که نمونه تاریخی و مشهور آن نسل کشی کمونیست ها و کولیان بومی و یهودیان، درآشویتز و داخائو و مات هاوزن و سایر اسارتگاه های آلمان نازی است که به "هولوکاست" مشهور است.

3-          نظریه "هولوکاست" بیانگر کشتارجمعی انسان هاست، به همان صورت که در قصاب خانه های صنعتی و مکانیزه برای گاوها و ماکیان و دیگر جانوران، انجام می گیرد که در آن حیوان از  وزن و حجم گوشت انتخاب می شود و به طور خلاصه به عنوان یک موجود بی روح و شئ بی اهمیت و اضافی  تلقی می شود و می افزایم که از دیدگاه نظریه "توتالیتاریزم" و در مورد انسان ها هم همین طور است که قتل عام مخالفان سیاسی ژوزف استالین و ماجرای مشهور به "قتل های زنجیره ای" ویا "قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت" که در میهن خودمان ایران، اتفاق افتاد، هم مثال تلقی می شوند که این نظریه را تائید کنند.

4-        این است که "هولوکاست" برای سرمایه داری جهانی مهم و حیاتی است، در حالیکه اردوگاه های مرگ توسط ارتش سرخ و نیروهای شوروی استالینی کشف شد و مورد انزجار تمام انقلابیون چپ و سوسیالیست و دموکرات جهان است که خود قربانیان "هولوکاست" و هم مهمترین مخالفان و مبارزان ضد اشغالگران هیتلری و فاشیست، بوده اند و هدف اصلی ایجاد این اردوگاه های غیرانسانی هم خود ایشان بوده اند که خطر اصلی، برای هیتلر به حساب می آمدند.

5-        در جنگ جهانی اول، که روایتی از تقسیم بازار های جهان توسط امپریالیست های سلطه جو است، امپراطوری فرتوت آلمان، توسط رقبای اروپائی به گوشه رانده شد و منزوی شد. و زمانی که با رشد دوباره صنعتی و نظام سرمایه داری پیشرفته خود تبدیل به قطب قدرتمند نظامی- صنعتی جدیدی شد، خود را محدود و گرفتار می دید وبا توجه به رشد عظیم تولیدات خود، به طور جدی و شدید احساس خفگی می کرد . و آنچه به گمان ایشان چاره کار بود، یک جنگ خانمانسوز و دد منشانه برای تقسیم دوباره جهان و چنگ اندازی بر بازار های جدید و سروری سیاسی دوباره بر جهان تحت سلطه بود. بی دلیل نیست که می گویم کسب و کار سرمایه داری مرگ است.

6-        جامعه یهود مثل هرفرم اجتماعی دیگر از قشر و طبقه تشکیل شده است. توده های یهودی بخاطر تجربه قرن ها سرگردانی، می دانند که باید روی محیط کنترل داشته باشند و اینست که با توجه به تربیت کودکان و اهمیت اساس خانواده، اقشار طبقه متوسط را تشکیل می دهند. و چون پایگاه روشنفکری هم طبقه متوسط است، بی سبب نیست که بزرگانی در عرصه ادبیات و هنر مثل کافکا و شاگال و یا چاپلین و دانشمندانی مثل انیشتین و فروید و حتی رهبران جنبش های دموکرات و چپ از قبیل مارکس و تروتسکی و لوگزامبرگ ، تبار یهودی دارند.

7-        قشر فوقانی جامعه یهود که از ربا خواری و پول نزول دادن به روال ملا یزغل در مجموعه داستانی صادق هدایت و یا حاج جبار فیلم سینمائی شب نشینی در جهنم، به مال و منال رسیده بودند، در شکل گیری نظام مدرن سرمایه داری بانک ها را ایجاد کردند و مجموعه کردند تا اولیگارشی سرمایه پولی و مالی جهانی را پی ریزی کنند.

8-         و اما در شرایط آلمان قبل از جنگ جهانی دوم که سرمایه داری صنعتی وکارتل های اسلحه سازی، بقای خود را در گسترش جدی عرصه هژمونی و سیادت جهانی می دید، وبرای کسب بازارهای تازه برای جذب تولیدات کالائی صنعتی خود آماده بود تا از طریق طرح یک جنگ خانمانسوز جهانی خود را به بدنه مسدود اقتصاد اروپا و ارتش هایش بکوبد.

9-        برخلاف سرمایه داری صنعتی که جهش پرتوان به جلو را طلب می کرد، سرمایه های مالی آلمان و به عبارت دیگر بانکداران یهودی، به خاطر طبیعت محافظه کار خود، کاهل بودن و تنبلی و سستی از خود نشان می داد، و صنعتکاران آلمان، این را به حساب کارشکنی می گذاشتند و خشمگین می شدند .

10-     اینکه سرمایه داری مالی محافظه کار است بازمی گردد به نقش هرجائی و غیرفعال آن بمثابه دلال و واسطه در پروسه تولید صنعتی و اینکه کارش و بارش، صرف نشستن و پائیدن است و نه متعهد بودن و با لاابالیگری این روحیه مبهوت و بی آرمان را در تشکل ها و رسانه های مربوط و منسوب به خود اظهار می کرد و این موضوع  صنعت و نظامیگری آلمان و نماینده اش، آدولف هیتلر را برمی آشفت.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.