تبلیغات
Davood Shahidi - راز های ابهام طنز سیاه !

راز های ابهام طنز سیاه !

کاریکاتور ... در امتداد هنرهای تجسمی

نوشتۀ داوود شهیدی

این یادداشت های شتابزده, در ارتباط با نمایشگاهی است که شامل بخش کمی از کارهایم, در فاصله پانزده تا بیست و پنج سالگی است.

در حواشی پانزده سالگی من به تکنیک اعتنا و اعتبار ندارم و نمی دهم و شکل و روایت رئالیسم اجتماعی را پی می گیرم.

بعد می رسیم به طنز سیاه !

در مرحله اول کاریکاتور یک موضوع برحسب حساسیت روح است در برخورد با جهان غیرعادلانه که در فرم به تدریج جای پیدا می کند و شکل می گیرد. و در مرحله دوم با آن یکی می شود و عنصر فضا را می سازد.

اینجا و برای شما, من موضوعیت طنز سیاه را آیتم به آیتم شرح می دهم.

طنز سیاه این ها نیست که یک طرح دو سه خطی را با هاشور و سیاه خط خطی کردن و اندام عضلانی و فضای ناتورالیست باز سازی کنیم.

یا به زبان دیگر تکنیک قطعآ پرکار و بی هدف را به کار بگیریم.

این مثل آن است که یک فکر ساده و کارتونیک را با نقاشی رنگ و روغن به صورت خرواری به افراط و تفریط بکشانیم تا به آن ابهت ببخشیم یا بازهم تکنیک اضافی و بی منطق یا ظاهرآ فنی با ارائه مهارت بی دلیل !

چیزی هست به نام اقتصاد خط !

یعنی به کار گرفتن تکنیک درست و به اندازه فضاسازی برای فکر و یا محتوائی که در ذات و طبیعتش هول آور است و نه آنکه قیافه اش را هول انگیز و یا سیاه نما کنیم.

نکته دوم محتوای اجتماعی و عرصۀ هنرهای تجسمی:

طنز سیاه نوعی سورآلیسم است و هم نیست. و می گویم و می گویند که سورآلیسم نقاشی نیست زیرا که نقاشی یک زبان صرفآ ویزوآل و بی واسطه است که از طریق حس و حواس درک می شود یا نوعی موسیقی متجسم !

ولی سورآلیسم دارای اشیاء با هویت واقعیت خارجی است که تنها در ارتباط با یکدیگر وهم انگیز و مالیخولیائی است و این را می شود به مثابۀ یک موضوع نوشت.

روابط سورآل نوعی ادبیات نقاشی شده است.

سیب یک سیب است. پرنده منجمد یک پرنده منجمد است. انار ترکیده یک انار ترکیده است و یا ساعت کش آمده همان ساعت است که این بار کش آمده است.

ولی پیکاسو, سزان, مونه, کله, میرو, و کاندینسکی را باید آموخت مثل زبان فرانسه و با آن آمیخت و عادت کرد.

حال !

کاریکاتور هنر ژورنالیسم است. یک کاریکاتور خوب دارای سوژه است. که اگر آن فهمیده شود کاریکاتور هم فهمیده شده است.

چون ذهن روزنامه خوان یک ذهن متوسط است. پس باید سوژه زیر نوشته هم بشود تا قطعآ فهمیده شود.

تکنیک هم یعنی داستان را تصویر کردن. مثلآ به جای نوشتن درخت آن را نقاشی کشیدن و به جای عمقلی صمد هم خود او را نقاشی کردن. که آن هم مضحک قلمی است که خب کاریکاتور فکاهه است. آری !

اما نه در طنز سیاه که این بار سوژه یا داستان تبدیل می شود به فضا !

شما طرح را نمی فهمید که از آن بگذرید بلکه به آن نگاه می کنید با تآمل, و با آن رابطه می گیرید. و اینکه طرح خود بیان بی واسطه است.

در یکی از طرح ها جوانی در دستشوئی خود را بالا می آورد و در جریان تهوع, تکرار می کند.

اجزاء طرح و حتی استایل دستشوئی, شیر آب و قطره ای که از آن می چکد. یک محیط را تصویر می کند که فقط یک عکس نیست  و یک ایماژ است.

این یک خلاقیت بی واسطه است. و در آن, نه رمانس "غریبه ها در شب" فرانک سیناترا و نه احساساتی گری عرفان به عنوان یک لیوان گل گاو زبان ... نیست.

این طرح بیان یک فحش است و فحش شعر سیاه است. و همان قدر رکیک و خالص است که فحش رکیک و خالص است.

هنر تجسمی به دلیل خاص بودن با جامعه اصلآ ارتباط نمی گیرد. و به دلیل مستقیم بودن در شکل بیانی محتوی اجتماعی ندارد.

آن چه ادبیات را از هنر جدا می کند این است که ادبیات قطعآ و به زعم ژان پل سارتر ملتزم است که محتوای اجتماعی داشته باشد. چون ادبیات متعهد است و شعر و هنر ... شاید !

هنر اگر در خدمت بیان اعتقادات باشد, بی مزه و بی وزن است. روح خود را از دست می دهد و ساختگی است. زادن نیست بلکه تولید کارخانه ای برنامه ریزی شده است.

حال !

تآتر زنده یا لیوینگ تیاتر, حال می گیرد البته از آدم های مسواک زده بی بو خاصیت های خرده بورژوازی.

جیمی هندریکس گیتار برقی را می شکند.

آلن گینزبرگ با بوی گند بدن هرگز نشسته حضار اطو کشیده را از خود فراری می دهد.

چشمان کاهن بودائی در ویتنام که خود را آتش می زند سرشار از سکوت و آرامش روح است.

سینمای سیاه و سفید تشدید شده در مهر هفتم اینگمار برگمن به مرگ, قهرمانی, شیطان, ... و شطرنج این بازی فکر می پردازد.

ارنستو چه گوارای با شکوه و افسانه ای می میرد.

طاعون را آلبر کامو به دوش می کشد و کرگدن ها از ذهن اوژن یونسکو می پرند روی صحنه تآتر.

و تهوع سارتر جایزه خیلی بزرگ را رد می کند.

حال !

 کاریکاتور که آن قدر جدی شده است در این میان چکاره است؟

این سرچشمۀ تآثیر ذهنی من است: اومانیسم.

"پایان "

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر