تبلیغات
Davood Shahidi - استاد داوود شهیدی در نشست تخصصی با سایت فرهنگی مهر - سال هشتاد و سه هجری شمسی

استاد داوود شهیدی در نشست تخصصی با سایت فرهنگی مهر - سال هشتاد و سه هجری شمسی

۱۶ آبان ۱۳۸۳ - ۱۳:۴۸

هنر كاریكاتور در این سالها دنباله رو یك بروكراسی حزبی شده بود و دیگر قادر به انجام رسالت فرهنگی خود نبود .


به گزارش خبرنگار تجسمی مهر ، داود شهیدی كه  در نشستی تحت عنوان " كاریكاتور و رسانه " با حضور سید مسعود شجاعی طباطبایی ،  توكا نیستانی، مانا نیستانی ، علیرضا ذاكری و جمال رحمتی، تنی چند از چهره های كاریكاتوریست كشور  در محل خبرگزاری "مهر" برگزار شد، گفت :  كاریكاتوریست های مطرح ایرانی هر كدام راههای متفاوتی را تجربه كرده اند . باید توجه داشت كه چگونه كنار هم قرار دادن این راهها برآیندی را به وجود می آورد كه برای هنر كاریكاتور ایران مفید تر باشد .
وی در توضیح راه خود در هنر كاریكاتور توضیح داد : من كار خود را پیش از انقلاب اسلامی آغاز كردم . در آن زمان  به دلیل این كه تحصیلاتم در رشته معماری بود و با توجه به این كه در همان ابتدای راه نیز نشریه هنری  آبنوس را منتشر می كردم كه به نوعی از یك پایگاه خوب روشنفكری برخوردار بود، بنابراین به شكلی بدیهی گرایش من به سمت كاریكاتور هنری و طنز سیاه است .
داود شهیدی، توسعه كاریكاتور در ایران را پیش و پس از انقلاب به دو بخش متفاوت تقسیم كرد و طنز سیاه را جریانی برخاسته از بستر روشنفكری دانست .

 
همه كاریكاتوریست های مطرح پیش از انقلاب فعالیت خود را از مجلات فكاهی آغاز كرده بودند . حتی كاریكاتوریستی همانند اردشیر محصص نیز كار خود را از مجله توفیق آغاز كرده بود .
داود شهیدی

این هنرمند افزود : درهمین جا باید بگویم ، معتقد هستم هنر كاریكاتور ایران پیش از انقلاب اسلامی و بعد از آن دو جریان هنری متفاوت را پشت سر گذارده است . به هر صورت همه كاریكاتوریست های مطرح پیش از انقلاب فعالیت خود را از مجلات فكاهی آغاز كرده بودند . حتی كاریكاتوریستی مانند اردشیر محصص نیز كار خود را از مجله توفیق آغاز كرده بود . كامبیز درم بخش و بسیاری دیگر نیز كارخود را از مجلاتی همانند دنیای كاریكاتور آغاز كردند . این در حالی بود كه من راه خود را از دنیایی دیگر آغاز كردم و از همان ابتدا از بستر هنرهای تجسمی و طیف روشنفكری برخاستم . 

شهیدی افزود : باید در همین جا توضیح دهم ، آغاز طنز سیاه در فعالیت های من مربوط به بازدیدم از اولین دوسالانه هنرهای تجسمی ایران كه در اوایل سال 1340 برپا شد ، می شود . در آن زمان من از روی كنجكاوی انگشت خود را به یكی از تابلوهای بزرگ به نمایش در آمده زدم و انگشتم به رنگ خیس تابلوی مذكور چسبید .

 
متاسفانه علت عدم حضور كاریكاتور در عرصه رسمی هنرهای تجسمی كشور باز می گردد به این مشكل اساسی در پندار اجتماعی كه هنرهای تجسمی را عرصه ای بسیار جدی و والا می پندارد و بالطبع در این پندار جایی برای طنز وجود ندارد .
داود شهیدی

كاریكاتور در آن زمان به عنوان یك هنر نمایشگاهی مطرح نبود در حالی كه كارهای تصویر سازی در دوسالانه های آن زمان جایگاه مخصوص خود را داشتند و برای مثال تصویر سازی های مرتضی ممیز از داستان بیژن و منیژه به نمایش گذاشته شده بود . این در حالی است كه پیشینه هنر كاریكاتور ژورنالیستی در ایران به دوران صدر مشروطیت باز می گردد .
این هنرمند توضیح داد : متاسفانه علت عدم حضور كاریكاتور در عرصه رسمی هنرهای تجسمی كشور باز می گردد به این مشكل اساسی در پندار اجتماعی كه هنرهای تجسمی را عرصه ای بسیار جدی و والا می پندارد و بالطبع در این پندار جایی برای طنز وجود ندارد . این دیدگاه تا زمان فعالیت اردشیر محصص و من كه همان زمان ها كارم را آغاز كردم ، ادامه یافت . در آثار محصص طنز به شكلی بسیار جدی تر مورد بررسی قرار می گیرد و دیگر یك شوخی صرفا سرگرم كننده نیست . از این منظر اردشیر محصص بسیار خوب عمل می كرد و طرح هایی را در نمایشگاههای خود ارائه می كرد كه كاملا در تضاد با دولت شاه قرار می گرفت . برای مثال یكی از طرح های مشهور محصص در آن زمان طرح بوسیدن دست یك حاكم توسط یك مرد بود در حالی كه دست مذكور یك دست مصنوعی بود . در واقع طرح های اردشیر محصص به حدی قوی بود كه جواد مجابی در مورد آنها گفت : محصص معنی ترس را نمی فهمد حتی اگر برایش توضیح داده شود .


من در آن زمان كار خودم را با مجله جهان نو آغاز كردم . از همان ابتدا نیز بیشتر به جنبه های فلسفی هنر كاریكاتور می پرداختم .
داود شهیدی در ادامه گفت : بعد از انقلاب به دلیل آن كه روزنامه ها و مجلات كشور درواقع وابسته به جریان های سیاسی كشور شدند و هدایت آنها در راستای اهداف سیاسی احزاب مختلف قرار می گرفت ، فعالیت هنری من در زمینه كاریكاتور متوقف شد ، چراكه هنر كاریكاتور در آن زمان  دنباله رو یك بروكراسی حزبی شده بود و دیگر قادر به انجام رسالت فرهنگی خود نبود . این اتفاق برای من به معنی از دست رفتن بار فكری و فلسفی كاریكاتور بود . و به این ترتیب در آن سالها كاریكاتور درواقع تبدیل به یك ابزار سیاسی شد .
داود شهیدی در پایان سخنان خود افزود : من در سالهای اخیر با بوجود آمدن فضای مناسب و رواج كاریكاتور نمایشگاهی در ایران بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفته ام . بنابر این معتقد به گسترش كاریكاتور های فلسفی و فرهنگی هستم .




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.